X
تبلیغات
رایتل
  • ...وزمستان پایان نسیم نیست (دوشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1395 06:59)
  • روایت مجعول مرگ (یکشنبه 7 تیر‌ماه سال 1394 11:39)
    مرگ فصلی از داستان زندگی است ..... ما کمتر این فصل از داستان را از زبان کسانی شنیده ایم که مرگ را شخصا تجربه کرده اند. جز آنچه بندرت و غالبا مبهم ومستعار در خواب های مان، از رفتگان خویش می شنویم یا آنچه در مکاشفات عارفان و کتابهای رسولان می خوانیم . پس اگر چنین است مرگ فصلی از داستان زندگی است که ما هیچگاه از راویان...
  • در آدمی ، ظرفیت آغاز هست. (دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1394 21:02)
    این یادداشت خصوصی را به تمام دوستان فیس بوکی ام تقدیم می کنم که در این یکی دو روز از سر بزرگواری به من اظهار لطف فرمودند مقصود فراستخواه 14 اردیبهشت 94 در آدمی ، ظرفیت آغاز هست در خاک، در درخت و در طبیعت نیز ظرفیت آغاز هست، چنانکه در بهاران به چشم می بینیم. اردیبهشت است وهنوز حسّ بهار در ما باقی است. زمین دوباره آغاز...
  • یادنامه مادر ، سال نخست (پنج‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1393 12:01)
    این مجموعه را فرزند عزیزم سعید با همکاری دیگر فرزندان خوب مادر فراهم آورده است با پس زمینه ای از شعر شهریار به زبان خودش. از اینجا می توان خواند و شنید
  • غمنامه ای برای مادر (سه‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1393 21:15)
    مادران می روند اما مهرشان بر دل می ماند، چون تا بودند مهرشان را از فرزندان خود دریغ نکردند. مهر مادران باشکوه ترین نماد شوق به عمق زندگی، و نماد امید واعتماد به عمق انسانیت بود. مادران ما را بی دلیل دوست داشتند، ما را در هرحال وبا همۀ کاستی هایی مان دوست داشتند تا بیاموزند که می شود به عمق بشریت امیدوار بود. شرارتها...
  • برترین فضیلت بشر چیست؟ (جمعه 2 اسفند‌ماه سال 1392 12:41)
    منتشر شده در اندیشه پویا 13 بهمن 92 ص 97 مجله از چند تن منجمله اینجانب پرسیده بود بهترین فضیلت چیست؟ پاسخ من در زیر آمده است: 1.پایۀ فضیلت های بشر، به گمان من، فض یلتی است که از ذهن او می تراود. اگر برای آدمی خطای نابخشودنی بزرگی هست به نظر می رسد خطای جهالت است. پس چنانچه قرار است فضیلتی بزرگ نیز در انسان بجوییم شاید...
  • از چلّه ای که گذشت... (پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 09:03)
    در لبه های تماس خویش با خود و جهان، به نحوه ای از وجود داشتن ِاشیا وآدمها خو می گیریم که می شود به آنها دست زد و با آنها کاری کرد و نتایجی در قالب حواس ظاهر به دست آورد. اما این فعل و انفعالات، سطحی ترین لایه های هستی جهان و ما هستند. قدری که اوج می گیریم با معرفت و تجربۀ وثیق در می یابیم سطوح عمیق تری از وجود، جاری...
  • آرمیدن در ابهام عدم ، در سرّ وجود.... (دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1392 15:26)
    حسرت« یک لحظه مادر داشتن» [i] مادرم رفت.....چه خاکی بکنم برسرخویش؟ من مسکین غریب..... ....................................................... مادر! ای مرغ سبکبال، مرو! ......گفتم، امّا نپذیرفت ز من رفت در دامن هستی، بغنود خفت آرام، در «بَحت وجود»ی که از آن آمده بود ..... بیست روزی است که در هجر تو می سوزم من آتش درد...
  • و مرگ، پایان نیست....... (پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1392 11:14)
    مادرم همچنان استحقاق زیستن داشت. همه بحقیقت گواهی می دهیم که شور زندگی بعد از گذشتِ هشت ونیم دهه، هنوز در او باقی و پرفروغ بود و به اندک بهانه ای شعله می کشید وروشنی می بخشید. در این روزهای آخر بیمارستان عرفان نیز، دستمال کاغذی را که نماد پاکیزگی بی مثال مادرم بود و تنها اسراف او در زندگی بود، به اکراه از دستش برای...
  • وداع با یونُس ِ نبی (شنبه 6 مهر‌ماه سال 1392 20:12)
    1. خاطره ها بخشی از هستی بشر است. می شود خاطراتی را تنها در حاشیه ذهن داشت نه در متن ذهن، اما نمی شود از آن بکل طفره رفت. اجتماع انسانی هرمقدار نیز تحول تاریخی و دورانی پیدا بکند وحتی بعد از گسست های اخیر و جدید معرفت شناختی وجامعه شناختی اش، بگمان سخت است که بتواند با خاطرات دنیای قدیم یکسره وداع بکند وآنها را به...
  • اتاق مادر (پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1392 12:31)
    شمعدانی های ایوان اتاقت مدتی است از پنجره سرَک می کشند و دور تا دور تخت را می نگرند در جستجوی تو. صبح اول وقت، گلدونهارا آب دادم. نعناع ها دوباره سبز و پرپشت و چشم نواز شدند. می پرسند سفر مادر این بار چرا به دراز کشیده است، کجاست؟ صبح تا با اردوی روشنی تمیز خود سر می رسید نخستین استقبال کننده اش در اینجا او بود....
  • گورستان (شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 08:04)
    عصر پنجشنبه، ششم تیرماه92: درست چند دقیقه مانده بود به حلقۀ دوستان معنوی که برای شان از «رنج های بشری» بحث بکنم... تلفنی آشنا و چند صدکیلومتر آنسوتر صدای یکی از بهترین دوستان دیرینم. صدای حزین آغشته به اشک واندوه فرزندی که خبر تصادم اتوبوس شهری و ضربۀ مغزی مادر فداکارش را می دهد. شگفت انگیز است. این دوست عزیز من پزشکی...
  • آگاهی همچون انرژی (شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1392 10:45)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 تأملی تنها از سر نیاز بود، در جمع دوستانی حدیث نفس کردم و اینجا می آورم........اردیبهشت92 نخست. در ستایش آگاهی آن حضور و آن روشنی که ذهن در آن اعمالش را بهتر انجام می دهد، حضور وروشنی آگاهی در ذهن است. توگویی ذهن مثل فضایی تاریک وبسته است که...
  • دربارۀ تأسیس رفتار؛ و دو نوع آگاهی لازم برای آن (دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1392 12:29)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 یک. لذتها ورنجهای ما رنج ها ولذت ها، درونی ترین تکه های هستی ما هستند. خیلی چیزها را می توانیم از خود جدا کنیم وبازهم به زندگی خویش ادامه بدهیم. اما تا هستیم، رنج ها ولذتها نیز با مایند. آنها از متن هستی ما مدام می رویند، سر بر می کشند و نقش...
  • امکان های ناشناختۀ ما: «فهمیدن موقعیت دیگری» (دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 22:41)
    امکان های ما برای تنظیم مناسبات خود با دیگران، بسیار است. کوشش برای «فهمیدن موقعیت دیگری» از جملۀ این امکان هاست. ولی چه بسا ما از این امکان نهفته در اقلیم ذهن خود غافل هستیم. «فهم موقعیت دیگران» را شاید رویکردی پدیدارشناسانه به امور انسانی واجتماعی نام بنهیم یا شاید نگاهی مردم شناختی. ما به طور انعکاسی، شرطی شده ایم...
  • زندگی چکه می کند.... مکان ارشیمدسی ما کجاست؟ (پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1391 21:12)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA «راستی چه می شود»؟... این حدیث متواتر مردمانی است که معمولا با آنها سر وکار داریم. بیشتر آشنایان، دوستان وهمکارانی که مدتی همدیگر را ندیده ایم تا دیداری پیش می آید، با نگرانی محسوس می پرسند حال وروز ما چه خواهد شد؟ داریم به کجا می رویم؟...شاید بشود در این دلواپسی عمومی،...
  • دریای من کجایی؟ (یکشنبه 24 دی‌ماه سال 1391 22:19)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA شب تا سحر جاده ای آشنا به سرعت پشت نگاه های نگرانم می دوید....یک شب بدتر از هزار شب. اینک شهر مادری پیدا شد....یک راست سرازیر بیمارستان شدم مثل آب باریکه ای به دریا. دریای من کجایی؟ ممنون مادرم که بازهم برای مان ماندی. تو را می ستایم که با درد ها نرد دوستی انداختی...
  • جامعۀ ایران: عبور از نخبه گرایی و مواجه با نخبه آزاری (سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1391 21:52)
    امروز در کلاس درس، یکی از دوستان بحث را به موضوع نخبگان جدید روشنفکری در ایران ورفتارهای قابل انتقاد آنها کشانید. این نه تنها برای درس وبحث مان مفید افتاد، خود بنده را هم بعداً تا پاسی از شب به تأمل واداشت. یادداشت زیر حاصل آن است واگر زیادی آشفته است از خواب آلودگی است ..... شکاف میان نخبگان و مردم، از این سو دارد...
  • دستانت را به خود بده، خود را صدا کن (یکشنبه 19 آذر‌ماه سال 1391 05:23)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA جمعه وباز هم غروبی دلگیر.... «درخت با جنگل سخن می گوید، علف با صحرا.... » [1] ، اما کسی با من سخن نمی گوید. اکنون، من با که سخن بگویم؟ روح این جهان بی روح کجاست؟ اشک، رازی است... چه می توان کرد آن گاه که نظام اجتماعی، آن مأمنی نیست تا تو خود را با او به اشتراک بنهی، در او...
  • ارزشهای کار انسانها لگدگوب سرمایه های مالی (شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 14:12)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ارزش کار، سهمی است که افراد وگروه ها در بهبود بخشیدن به شرایط بشری وتقلیل مرارتهای انسانی دارند و با نیروهای بدنی، ذهنی، فکری و دانش وخلاقیت خود صمیمانه در جریان تولید شرکت می جویند. کار مولّد ومفید وپاکیزه، زنجیرۀ ارزش را در محیط زندگی ما به وجود می آورد:با گونه گونی...
  • آه از انسانیت خسته، دریغ از زندگی ، از عشق.... ودیگر سکوت (سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1391 08:40)
  • پارادوکس شادمانی ما (چهارشنبه 26 مهر‌ماه سال 1391 15:17)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 یک. سویۀ فردی شادمانی شادمانی در دو سطح روی می دهد. سطح نخست، واکنشی است گذرا به وقایع رضایتبخش در بیرون. اما سطح دوم مسرّتی است که از عمق هستی ما می تراود و گاهی چنان فزونی می یابد که سرریز وجاری می شود. این شادی، تصمیم اگزیستانسیل ماست. پاسخ...
  • دوئل من و جامعه برسر شادمانگی (شنبه 15 مهر‌ماه سال 1391 12:57)
    1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آیا شادی ما به دست خودماست؟ آری و نه. شادمانی ما به دست خودماست چون مهم ترین پایه ومایۀ شادی، معنایی است که به بودن مان در اینجا و حتی به رنجهایمان می دهیم. همه چیز را از ما بگیرند، نگاه مان را که نمی توانند. اما شادی ما اینقدر هم به دست ما نیست، چون سرشت هستی مان...
  • موجبات شادی ما چیست؟ (دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1391 08:47)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 ارسطو بیان مشهوری دارد. مردم همۀ مطلوب های خود را ) سلامت را، ثروت را، وافتخار را ( برای چیزی دیگر می خواهند. آن چیز دیگر، شادمانی است و تنها همین شادمانی است که آن را برای خود شادمانی می خواهند. شادی به خاطر خود شادی خواسته می شود( 1 ). (...
  • غم و شادی (شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 12:08)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 غم، همیشه به تعبیر حافظ، لشگری است. اما در پشت دیوار هستی معماگون ما نیز نیروهایی نهفته هست که می توانند گسیل بشوند اما نه لزوما برای اینکه«بنیاد غم» را دراندازیم! بلکه چه بسا با غم، صلح وهمزیستی نیز کردیم. غم وشادی خویشاوند هم اند. چون در این...
  • ذره هایی سرگردان در شبکۀ ابهام (شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 10:49)
    1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA مدتی این مثنوی تأخیر شد. در محاصرۀ تنگ لشگری از لشگریان غم(این آشنا ترین حریف انسانها)قرار گرفته ام. دوره می کنم روزها وشبها را وهنوز را. باید ایستاد ونشان داد که مسألۀ بودن مهم تر از نبودن است. پاسخی دارد به غم ها، این انسان. کندن، کاویدن وکوشیدن وشاید راهی...
  • اسب عصاری شدیم (سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1391 07:34)
    1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA مناسک گرایی مفرط، نشانه ای از رونق«عوام بازار» در جامعۀ افسون زدۀ ماست. چقدر راحت. فوت وفنی که این بار زمین های آن دنیا را نیز تصاحب بکنند برای ویلاهای ابدی. همه چیز در کار است تا همۀ آنچه را که باید بکنیم، به مناسک صوری تقلیل بدهیم. سودای سر بالا داشتن که این همه...
  • در ستایش کوشش (شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1391 08:38)
    1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA اندرین ره می تراش و می خراش، تا دم آخر دمی غافل مباش [i] مرداد ماه یک خاصیت دیگر هم دارد. معمولا بخشی از اوقات ما را یک دفعه خالی می کند. نه تنها درس و بحثی دایر نیست، و پایان نامه ای، دفاعی، تزی، سمیناری و نظایر این نوع درگیری های حرفه ای در کار نیست، بلکه ارتباط...
  • در ِ دنیا بر همان پاشنه می چرخد (شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391 08:51)
    1024x768 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA بعد از ظهر تابستان است. رمضان با مرداد دست به یکی شده است. در ودیوار تفتیدۀ شهری آلوده. شهری متظاهر. شهری که در آن ارزشها پایین می آید و نرخ ها بالا می رود. بَزک ها، غلیظ ولی پوشالی. شهری در لفظ، کلانشهر و در معنا، ناشهر. از سنت رانده واز تجدد مانده. شهری که نه...
  • می توان دیگران را فهمید (جمعه 6 مرداد‌ماه سال 1391 11:58)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA فهم شریف ترین کوشش آدمی است. چه موهبت بزرگی است که توانایی فهمیدن [1] داریم. و فقر وفلاکتی دردناک؛ اگر از این دارایی ها و توانایی های نهفتۀ در خود بی خبری به سر می بریم. انرژی های مثبت سرشاری که در پشت دیوار هستی ما به انتظار نشسته اند تا آنها را بر محیط زندگی مان گسیل...